خرید بک لینک
 فصل درو بودو یورشهای داس  فصل ستم خوار شدن التماس فصل تراویدن مور و ملخ فصل غریبی علف فصل یخ  موسم برخورد درخت و تبر  موسم پایان من دربدر موسم دلتنگی جالیز بود این همه از برکت پاییز بود***صبح غزلهای مرا کرده شام حضرت پاییز علیه السلام  هیچ گس آغوش مرا وا نکرد با من و تنهایی من تانکردزیر سم طایفه ای بت پرستآن لبه دیگر بختم شکستکاش در ایام غم چشم توگریه کنم بر حرم چشم توکاش به هنگام نماز شبتلب برسانم به ضریح لبتکاش درین فرصت کوتاه و کم تنگ بخوابیم در آغوش همتنگ بخوابیم که فرصت کم استپیچ و خم کوچهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: يکشنبه 23 آذر 1404 ساعت: 10:46

)) مسموم(( ماه را دو نیم كن و در دو دست شكسته ات بگیر و بر جنازه خورشید برقص تا زنجیره ای از ستارگان خاموش به گرد گردنه ی استخوانی ات بپوسند و مدام بر پوستی كه انداخته ای تف كن كه هوای تازه ترا مسموم می كند. ‏(عزیزکلهر)

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: يکشنبه 23 آذر 1404 ساعت: 10:46

يك بار خواب, ديدن تو به تمام عمر میارزد_ پس نگو...

نگو که رويای دور از دسترس، خوش نيست

قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است،

ولی دل دريايست

تاب و توانش بيش از اينهاست

دوستت دارم

و تاوان آن هرچه باشد

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 18:04

( تو بگو ) گوش هرکس لایق حرف تو نیست جانم تو بگو پلک هرکس لایق چشم تو نیست جانم تو بگو این تمنای دلم این همه اسرار دلم تو بگو این همه هرکس کمشان چیست ز کرکس؟ ای دلت لانه غم، هم من و غمهای هرکس تو بگو هرکسی نیست دگر یار کسی. گر هست ادامه مطلب

برچسب: تو بگو همسنگر من,تو بگو خانه ی کجاست,تو بگو,تو بگو خانه کجاست,تو بگو کجا خوبه,تو بگو چیکار کنم,تو بگو مارو زدی,تو بگو به این شکسته,تو بگو من چه کنم,تو بگو ز چه رو دل من شکنی, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:52

« باد زمانه خاطره را از یاد می برد و برف لایه چرکین زمین را، زمین و خاطره را فراموش کن . که باد و برف هرگز از یاد نخواهند رفت » « فرا رسیدن شب یعنی امروز هم خودکشی نکرده ام » « نیستی خود جبریست که بودن را متولد می سازد و باز به همان دلیل بی دلیل می میراند » « خوشبختی در تصور و ذهن هر انسان تصویری متمایز از دیگران دارد. و من با اطمینان می گویم که هیچکس تا بحال آن تصویری از خوشبختی که در ذهن خود دارد هرگز ندیده و نه لمس کرده و نه خواهد کرد یا دید. پس بنابراین می توان گفت: آن نوع خوشبختی که در ذهن انسان تقریباً رؤیاگونه نمایان می کند، دست نیافتنیست و چیره شدن برادامه مطلب

برچسب: دلتنگی های عاشقانه فیلم,دلتنگی ها,دلتنگی های عاشقانه,دلتنگی های آدمی,دلتنگی های دختر بابا,دلتنگی های آدمی را,دلتنگی های من, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:52

باتو

با تو اگه باشم

وحشت از مردن ندارم

لحظه هام

پر میشه از تو

وقت غم خوردن ندارم

برچسب: با تو نگفته بودم,با تو حکایتی دگر,با تو رفتم,با تو بودن,با تو ابی,با تو من بهارم,با تو وفا,با تو این تن شکسته,با تو عشقم,با تو نگفته بودم متن, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:52

مااختیار خود را تسلیم عشق کرده ایم. " اینک به زمین باز گرد،چنانچه ذهنت درگیر است و قلبت نا آرام.چون با بازگشت به آغاز است که ما به وضوح مسیر را خواهیم یافت"

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:52

بوسه ات دل میبرد جان میدهد

هرچه میخواهد دلم آن میدهد

برچسب: بوسه,بوسه فرانسوی,بوسه عاشقانه,بوسه عشق,بوسه داغ,بوسه لب,بوسه های داغ,بوسه سورو و هوانگ,بوسه ایرانی,بوسه شعر, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:52

با سلام خدمت تو هرچند که از راز سلامم خبرت نیست مرا و به دنبال سلام هر کسی- -شاخه گلی هدیه او! گل لاله،گل مریم و شقایق من به دنبال گلی مثل توام -اما نیست چرا؟ شایدم هست! ولی ذهن ما بی خبرست آری او هست ولی چشم دل میخواهد که توان او را دید.... ادامه مطلب

برچسب: با سلام خدمت بابا,با سلام خدمت بابا سیاوش,با سلام خدمت بابا عرض کنم,با سلام خدمت استاد,با سلام خدمت فرشته های خوب,با سلام خدمت بابا قمیشی,با سلام خدمت,با سلام خدمت حضار محترم,با سلام خدمت استاد گرامی,با سلام خدمت شما, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:52

صفحه بندی